|
نمی زارم نوازش کسی شب ناز مژه هاتو خواب کنه
نمی زارم خونه آرزوموکسی با اومدنش خراب کنه نمی زارم یه غریبه بانگاش پادشاه دل بی ریات بشه من میخوام خودم پرستشت کنم نمی زارم که کسی خدات بشه
خدا جون به خاطر همه چیزایی که بهم دادی شکرت!!! به خاطر همه چی...
تو یه قطره از خدایی (رویای پاک)تو همون بودی که من خوابش رو دیدم تو همونی که میخوام براش بمیرم تو همون فرشته ای از جنس آدم تو واسم نشونی از خدای عالم تو همونی که تو خنده هام شریکی توی درد و غصه هام واسم طبیبی تو همون رویای پاکی توی شبهای من تو یه قطره از خدایی.....تو همون بودی و هستی که میخوام براش بمیرم از خدا خواستم همیشه پیش تو آروم بگیرم تو واسم دنیای عشقی تو تموم لحظه هامی تازه میشه روح جونم ،وقتی که تو پا به پامی از خدا میخوام همیشه که کنار تو بمونم شمع باش پروانه میشم تا کنار تو بسوزم وقتی چشمات گریه میکرد ارزوم بود که بمیرم کاش بودم کنارت ای گل تا که دستاتو بگیرم
اونی که دوسش داری بهش نگو دوسش داری....میره و تنهات میذاره...
اگه دلم تنگ ميشه خيلي برات منو ببخش اگه نگام گُم ميشه تو شهر چشات منو ببخش منو ببخش اكه شبا همش ستاره ميچينم اگه همش پيش همه بهت ميگم دوست دارم منو ببخش اگه برات سبد سبد گل مي چينم منو ببخش اگه شبا فقط تورو خواب مي بينم منو ببخش اگه تو رو ميسپارمت دست خدا اگه پيش غريبه ها به جاي تو ميگم شما منو ببخش اگه واسه چشماي تو خيلي كمم تو فرشته يي و من خيلي باشم يه آدمم منو ببخش اگه فقط ميخوام بشي مال خودم منو ببخش اكه كمم ولي زيادي عاشقت شدم
وقتی می خواستم زندگی کنم راهم را بستند وقتی می خواستم به راه راست بروم گفتند دروغ است وقتی که به راه عشق سخن گفتم گفتندگناه است وقتی گریستم گفتند کودکانه است وقتی خندیدم گفتند دیوانه است حالا که سخن نمی گویم و لب فرو بستم گویند عاشق است آیا ما از اصل وجود خویش دور مانده ایم ؟؟؟؟
از جدا شدن نوشتی روتن زخمی هربرگ گریه کردم و نوشتم نازنینم یا تو یا مرگ به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار تو با خنده ای نوشتی همقفس خدانگهدار بنویس مهلت موندن یه نفس بود سهم من از همه دنیا یه قفس بود بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم سر روشونه هات نذاشتم مثل دستات سردسردم منکه تو بن بست غربت زخمی از اوار پاییز فکر چشمای تو بودم بادلی از گریه لبریز شب عاشقونه من چه حروم شد مهلت بودن با تو که تموم شد ندونستم باید از تو میگذشتم وقتی از غربت چشمات مینوشتم |
About![]()
سلام دوستان.من مستانه هستم 20 سالمه و دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر هستم.امیدوارم از مطالب این وبلاگ استفاده کنید.اما نظر یادتون نره
Home
|